تبليغاتX
پيداي پنهان - ندبه هاي دلتنگي (1)



سلام بر آل ياسين !

سلام بر تو كه نديده تو را عاشق شديم .

مهديا !

ما شهادت مي دهيم كه عصيان ما غيبت تو را طولاني ساخت و معترفيم به اينكه جهالت ما بر قلب پر عطوفت تو زخم ها زده است . ما شهادت مي دهيم كه كتاب تو را نخوانده بستيم و بعضاً تو را نشناخته معرفي كرديم . ما شهادت مي دهيم كه پيرواني ناسپاس بوديم و دشمنانت را بر تو جري ساختيم .

اما ، اما اي رفيع تر از مسند عشق !

بر ما ببخش قصورمان را كه قاصريم و دعا كن بر هدايتمان كه گمراهيم و مران ما را كه رميدگان درگه نامحرمانيم .

نگارا !

تو را دوست مي داريم و قسم به چشمانت كه اين بار دروغ نمي گوييم . هجر تو بر ما چه گران آمد و وصل تو بر ما چه دشوار و سخت .

اي معشوق ما كه در عشقبازي ممتازي و در محبت استادي !

اي آيينه ي كمال خلقت و اي زيباترين مصداق حضور خدا ، اعجاز كن .

اي معروف خدا !

از احرام انتظار خارج شو و اعتكاف هجران را بشكن . روزه ي غربت را افطار كن و نفوس مردگان را زندگي بخش .

دلبرا !

چمن چمن نرگسان بر آستانت خيمه زدند و در اشتياق جمعه موعود گريبان مي درند . نسيم نسيم در پي تو مي وزند تا يك پيچك موي تو را بنوازد . عندليب عندليب نغمه كنان بال مي سايند كه واژه اي از اشعار تو را بربايند .

يارا !

دستانمان را مي گشاييم تا به شبنم پيشاني تو وضو سازيم و سر مي ساييم بر عبايت تا به غبارش سجده كنيم .

اي سبزتر از برگ بهشت خوشبوتر از عطر سرشت !

رقيبانت را در خاكستر توبه دفن كرديم تا فقط با تو دلدادگي كنيم . بدخواهانت را به سنگ نفرين مغضوب كرديم و بدصفتان نامرد را به دشنام بي غيرتي تازيانه زديم .

ادامه دارد . . .


   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/26 ;  توسط باران;  |