« هوالمبين »
برادران يهودي !!!
به خدا از موسي تا محمد (ص) راهي نيست
اما نمي دانم کدامين سامري ، با افسانه هولوکاست
وجدانتان را به دار آويخت !
که در نوارکي به نام غزّه
با خنجر کينه اي مُتوهِّم و بي بنياد
که شيطان اعظم در دستتان نهاد
خون خواهران و برادرانتان را نوشيديد
و با طناب پوسیده ي « اتهام تروريست » خفه شان کرديد
گوش کن ، سلول هايمان فرياد مي زنند :
« ما را زير ميکروسکوپ بينش نگاه کنيد ؛ هنوز ، هم شکل اند ،
از نردبان کروموزوم ها بالا برويد ، سَر شاخه ي يکي آدم و ديگري حوّاست »
نمي دانم جادوي کدامين سامري ،
چشمهاي وجدانتان را کور کرد
تا آن که گيسوي خواهران مسلمان را با خون رنگ کرديد
چرا عينک خودبيني را از چشم ها بر نمي داريد ؟
شما را چه مي شود ؟،
که تاريخ جغرافياي زمين را نيز ناديده مي گيريد ؟
زمين ، ميلياردها سال است که مي چرخد ، حيوانات زيادي را به خود ديده جانورها و دايناسورهاي فراواني اما وحشي ترين دايناسورها هم ، نسل هيچ دايناسوري را نابو نکرد !
از فرهنگ حيوانات بياموزيم !
راستي
آيا هستي ، جز چرخش به سمت مبدأ مهربانش، تکليفي دارد؟
پس نزاع بر سر چيست ؟
اگر از محمد و موسي شرمتان نيست
از آدم و حوّا شرم کنيد
هم جنس خواري فقط بين گرگها رايج است آن هم 
گاهي . . .
پس چرا يادگاران موسي و داود و سليمان
اسوه هاي اقتدار و جوانمردي با اشاره ي کرشمه ي
سامريها
شراب خون مي نوشند ؟
خون زنان و کودکان را ؟
اگر از محمد شرمتان نيست
از آدم و حوّا شرم کنيد .
ننگ و مرگ بر شما باد
گوساله پرستان پوچ پرست
شيطان صفتان عفريت زده ،
که انسانيت و بشريت را به قربانگاه پوچي و قساوت
برديد ،
ننگ بر شما گوساله پرستان عفريت زده !
حتي قلم از نوشتن نام برادر در کنار نامتان مي گريزد
اي آدمخواران شيطاني . . .
نفرين موسي و مسيحا و محمد (ص) بر شما باد . . .

